تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
کانون نویسندگان جوان




چقدر به یاد ماندنی


ILYA محمد راد ۹۷-۸-۲۰ ۶ ۵ ۵۷

ILYA محمد راد ۹۷-۸-۲۰ ۶ ۵ ۵۷


چند روز پیش قزوین بودیم.

رفته بودیم امام زاده حسین.

تو مسیر برگشت یه سوسک 10 سانتی از دیوار مردم داشت میومد پایین.

اول قصد کردم که بکشمش. 

ولی خوب یکم که فکر کردم.

با خودم گفتم این بدبخت که کاری نکرده هنوز.

ولش کن بذار راحت باشه.


بعضی ها هم مثل این سوسک هستن. باید بذاری راحت باشن. تا نه تو اذیت بشی نه اون


ILYA محمد راد ۹۷-۸-۲۰ ۱ ۱ ۱۵

ILYA محمد راد ۹۷-۸-۲۰ ۱ ۱ ۱۵


غلط نوشتن برام آدت شده.

چرا؟

چون تو دوران راهنمایی معلم ادبیات ب شدت بی اعصاب و مزخرفی داشتیم. 

که منو از کلمات متنفر کرد. 

متنفر متنفر.

برای همین هیچ وقت سعی نکردم درست بنویسم. یا سعی کنم غلط نوشته رو اصلاح کنم مگر در موارد مهم.

الان دیگه غلط نوشتن برام عادت شده.

این که خواهر رو خاهر بنویسم. یا عبری رو ابری. 

همش یکیه. 

تو زبان آمیانه نیازی به حساسیت نیست.

و منم اصلا حساس نیتم.





نگید آلژی صحیح نوشتن دارید که باوم نمیشه


ILYA محمد راد ۹۷-۸-۱۵ ۳ ۲ ۵۲

ILYA محمد راد ۹۷-۸-۱۵ ۳ ۲ ۵۲


عاشق یه اسم ایلیا

آخه فهمیدم میشه همون علی ولی به ابری یا سریانی

یعنی یهودی ها به علی میگن ایلیا.

عاشق این اسم شدم.

خداروچه دیدیدی شاید اسم پسرم رو گذاشتم ایلیا.


من که کلی باهاش حال کردم شما چی؟


ILYA محمد راد ۹۷-۸-۱۴ ۲ ۲ ۵۹

ILYA محمد راد ۹۷-۸-۱۴ ۲ ۲ ۵۹


چند وقتیه به خاطر یه سری دلیل حالم خرابه 

بعد تو این حال خراب مزخرف من میرم فیلم درام نگاه می کنم 

هیچی دیگه افسرده شدم 

افسرده پریشون

من کلا آدم حسودی نیستم 

از حسادت نفرت دارم. 

تو این حال خراب و داغون افسوردگی 

متوجه حسادت یکی از رفیقام شدم.

خلاصه پوکیدم.

برای اولین بار به معنای واقعی خندم نمی اومد

نمی تونستم بخندم. 

اومدم یه کتاب تنز بحونم دیدم نمیشه

یا با خودم شوخی کنم 

اونم نشد. 

آخرش خیلی اتفاقی سریال شلوک هلمز افتاد دستم.

 حالمو عوض کرد. 

ولی هنوز یکمی داغونم 


ILYA محمد راد ۹۷-۸-۱۴ ۱۸ ۰ ۱۰۲

ILYA محمد راد ۹۷-۸-۱۴ ۱۸ ۰ ۱۰۲


۱ ۲ ۳ ۴

نوشته‌های مردی به نام ایلیا ILYA